كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
648
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم بيگانه كجا و آشنايى * تا چند به هرزهآزمايى حضرت صاحبقران چندگاه در آن راه بيابان بىپايان و ريگستان فراوان قطع كرده در ماه ذى قعده در تختگاه سمرقند نزول اجلال نمود و به ديدار شاهزادگان و خواتين شاديها كرده از تنسوقات دشت قبچاق والوس تغماق همه را سوقات داد و اكابر و اشراف آن بلده به الطاف و اعطاف اختصاص فرمود و عامهء برايا و كافهء رعايا مراسم پيشكش و نثار به ظهور آوردند و آن حضرت چند روز در ديوان مظالم نشسته داد مظلومان داد و نشاط عشرت فرموده بساط انبساط گشاد و شاهزادهء عالميان اميرانشاه گوركان را به سلطنت خراسان خاصه بلدهء هرات فرستاد و رايات آفتاب اشراق به عزم قشلاق ، در نواحى تاشكند موضع جيناس اختيار كرد « 1 » و امير حاجى سيف الدين با اغرق در اين محل رسيد و لشكر فلك احتشام هم از اين مقام سال گذشته روان شده بود چنانچه مدت آن يورش همايون يازده ماه كشيد و اول بهار كه اقبال اعتدال ليل و نهار بود و سرماى زمهرير به هواى دلپذير مبدّل شد ، پادشاه ربع مسكون چون آفتاب عزم شرف خانهء همايون كرد و از آب خجند گذشته شكاركنان روان شد و در موضع دزق جرگه به هم رسيده صيد بسيار گرفتار شد . و چون صحراى آقار منزل موكب سلطان فلك اقتدار آمد ، عاطفت پادشاهانه ممالك سلطان محمود غازى را انار اللّه برهانه از غزنين و كابل و قندهار و ساير آن بلاد و ديار تا حدود هند و آب سند نامزد آفتاب آسمان سرير ، پير محمد جهانگير ، فرمود و امراى نامدار بهلول برلاس و اسلام برلاس و حسين صوفى ترخان و غيرهم در ركاب شاهزاده خانه كوچ روان شدند . و صاحبقران ظفر قرين اوايل سنهء اربع و تسعين در خطهء بهشت آيين
--> ( 1 ) . ظف : « به طرف تاشكنت به عزم قشلاق نهضت دسود و از آب خجند عبور نموده صحراى پارسين مضرب خيام اقامت همايون گشت . » ج 1 ص 400